كاپيتال
يك روز در كافه ترياي پارك با چند تا از دوستانم نشسته بوديم و در بارهء اقتصاد بحث مي كرديم.يكي از دوستانم گفت:
-خيلي از ماها شيوهء پول درآوردن را بلد نيستيم.
ديگري گفت:
-زمان لازم است تا انسان ياد بگيرد.اقتصاد يك علم است و بايد آن را ياد بگيريم.
يكي هم گفت:
-انسانهايي هستند كه اصلا سواد ندارند اما از من و تو بيشتر مي دانند.(رويش را به طرف من كرد و پرسيد:)
-چرا به فكر اين نمي افتيد كه سرمايه اي فراهم كرده و ثروتمند بشويد؟
گفتم:
-من اينطور فكر مي كنم كه اين مسئله را از دوران كودكي يا به ما ياد بدهند يا خودمان ياد بگيريم.
يادم مي آيد در كودكي روزهاي تابستان از پدرم شش ريال قرض كردم و يك قوطي راحت الحلقوم خريدم.آوردم و در كوچه مان فروختم.مي شود گفت اگر همه اش به فروش مي رسيد هفت ريال هم برايم سود داشت و مي توانستم با سرمايهء اوليه دو قوطي بخرم و بفروشم و رفته رفته بر سرمايه ام افزوده شود و حتي قرض پدرم را هم بپردازم.اما من چكار مي كردم.هر روز همين كه مي فروختم و شش ريال سرمايه دستم مي رسيد بقيهء شيريني ها را با بچه ها تقسيم كرده و مي خورديم.
آيا آن موقع فكرم كار نمي كرد يا كسي نبود كه اين ها را به من بياموزد.نه! من خيلي هم خوب مي فهميدم، اما مزهء آن شيريني هايي كه شادمانه با بچه ها مي خورديم هنوز هم از دهانم نرفته و حالا هم اگر شروع كنم به مسئلهء اقتصاد مثل گذشته نگاه خواهم كرد.من يكي سرمايه دار بشو نبوده و نيستم.
راست گفته اند : شخصيت انسان در كودكي شكل مي گيرد...!
اهر-13/2/77

