دریا را بگذار

بر خاک تیره

و زمینی آلوده

بشورانیم.

ابرهای ضخیم بگذار بترکد

و آسمان

در طوفانی از رعد و آتش و تندر

از درد

در خود بپیچد ،

اگر عشق باید بمیرد.

و باران بگذار بطوفد.

آه عشق !

چه که نخواهیم کرد

آنگاه که سیل بیاید ...

تا صبح در باغ بلغزد

بلبل شادمانه بخواند

و دیگر بار

نگاه کودک

با رنگ آبی رویا بیامیزد.