چرا امروز برف می بارد؟
چرا امروز برف مي بارد؟
من او را از خيلي وقت پيش مي شناختم.كارگر شهرداري بود.مردي قد متوسط و چهارشانه.كلاه كاسكت به سرش مي گذاشت.راديويي هم داشت.روزهايي كه هوا خوب بود بعد از ظهرها بر روي نيمكتي در پارك مي نشست و به برنامهء تركي راديو تبريز گوش مي داد.
يادم مي آيد كه خيلي وقت ها در پاييز روز 21آذر در شهرمان برف مي باريد.
يك روز باز درست 21آذر داشت برف مي باريد.كتابي در دست از خيابان مي گذشتم.او را ديدم.نزديكش رفته و ناخودآگاه پرسيدم:
- عمو جان! چرا هر سال 21آذر برف مي بارد؟!
او آهي كشيد .با دقت نگاهي به من و به برفي كه بي امان از آسمان مي باريد انداخت و گفت:
-پسرم! آخر نمي داني، در اين روز برادر خون برادر را ريخته است،به خاطر آن است كه در اين روز برف مي بارد...!
با او خداحافظي كرده و در زير برفي كه مي باريد مي رفتم و خاطرهءحرفهاي مادر بزرگ كه از آن روزها برايم تعريف مي كرد يك به يك يادم مي افتاد.
اهر-17/2/77
در این وبلاگ شما شعرها مقالات و داستانهای کوتاه از داود اهری را می خوانید.نقل مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده آزاد می باشد.