بهارا !
بهارا !
ابر دلتنگ دو چشمم بهاره،
دلم مي خواد دوباره بارونت كنم!
مي دوني؟
من مي خوام صدا بشم
هر كه هستم نمي خوام
شريك تنهائي اون خدا بشم!
من مي خوام نور بشم
از كهكشون دور بشم،
خواب زمستون ببينم
گريهء شمع شبستون ببينم
درس كلاس يك دبستون ببينم!
نمي خوام سنگ بشم
مثه مست ميخونه منگ بشم
نمي خوام خاك بشم
دلم مي خواد پاك بشم،
صدا بشم
نور بشم،
هر كه هستم نمي خوام
شريك خاموشي اون خدا بشم.
تا روزي ستاره بارونت كنم
دلم مي خواد كه بوسه بارونت كنم!
اهر- 13/8/75
+ نوشته شده در جمعه دوم آذر ۱۳۸۶ ساعت 2:22 توسط داود اهری
|
در این وبلاگ شما شعرها مقالات و داستانهای کوتاه از داود اهری را می خوانید.نقل مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده آزاد می باشد.