ترانه های شهر غمگین
ترانه هاي شهر غمگين
از دريچه هاي زيباي روحت
از اعماق
خاموش و سياهپوش
در من مي نگري
و من چون شمع قطره قطره آب مي شوم.
دريچه ها بسته مي شوند
و شب دگر باره براي من آغاز مي گردد
اي معصوميّت از دست رفته
و اي اوّلين عشق برباد رفته...
بهار 83 –اهر
+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 6:40 توسط داود اهری
|
در این وبلاگ شما شعرها مقالات و داستانهای کوتاه از داود اهری را می خوانید.نقل مطالب با ذکر منبع و نام نویسنده آزاد می باشد.